راهنمای پایان نامه در مورد مهارتهای روانی ـ حرکتی در دوره دبستانی

۲-۶-۱- تعریف مهارتهای روانی ـ حرکتی

اصطلاح روانی ـ حرکتی به مفهومی که در طبقه‌بندی کرات هول به کار رفته، نشان می‌دهد که رفتارهای این حیطه شامل فعالیت‌های زیر است: مهارتهای دستکاری، مهارتهای حرکتی و فعالیت‌هایی که انجام آنها به هماهنگی روانی ـ عضلانی نیاز دارد. هماهنگی روانی ـ عضلانی به طور خلاصه همان کارآیی ایجاد هماهنگی بین تحریک عصبی و حرکت عضلانی است که منطقاً نمی‌تواند به عنوان یک خرده طبقه مستقل در حیطه روانی ـ حرکتی مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا که عملاً به طور ذاتی در دو خرده طبقه دیگر وجود دارد. به عبارت دیگر، مهارتهای حرکتی و مهارتهای دستکاری را رفتارهای قابل مشاهده انسان متحرک می‌دانند. وقتی اصطلاح روانی ـ حرکتی به دو جزء روان و حرکت تقسیم شود، به طور ضمنی حرکتی ـ ذهنی یا حرکت ارادی را می‌رساند. بنابراین به عنوان یک تعریف مشخص و واضح، می‌توان گفت که واژه روانی ـ حرکتی در برگیرنده همه حرکات ارادی قابل مشاهده انسان است. خصوصیت یکسان همه رفتارهایی که در حیطه روانی ـ حرکتی قرار می‌گیرند این است که اولاً همگی اعمال ارادی و قابل مشاهده یا الگوهای عملی بوده که به وسیله یادگیرنده به اجرا درمی‌آیند و ثانیاً مربی آنها را به عنوان بخش اصلی هدفهای آموزشی برنامه‌هایی که برای آموزش دانش‌آموزان خود تعیین می کند، انتخاب می کند (هارو، ۱۳۶۸).

 

پایان نامه تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی

دو مکتب روانشناختی در حیطه کسب مهارتهای روانی ـ حرکتی وجود دارند. یکی مکتب تداعی‏گرایی که محیط را عامل تاثیرگذار مسلطی برای رفتار و یادگیری می‏داند و دیگری مکتب شناختی که به تجزیه و تحلیل شناختی فرد اهمیت می‏دهد.

مکاتب تداعی‏گرایی

– شناخته‏شده‏ترین نظریه تداعی‏گرایی، نظریه پاولوف بود که سگها را وادار کرد در پاسخ به صدای زنگ، بزاق ترشح کنند. این رفتار محرک ـ پاسخ به عنوان شرطی‏سازی کلاسیک شناخته شد. در هنگام یادگیری مهارتها، پاسخهای پیش‏شرطی شده دانش‏آموزان از دیگر موقعیتهای یادگیری به جلسات یادگیری مهارتی تعمیم می‏یابند.

به علاوه در موقعیتهایی که دانش پایه نادرست است و نیاز به اصلاح وجود دارد به کار می‏رود (نایت، ۱۹۹۸).

در نظریه پیوستگی گاتری این گونه بیان شده است که: هر وقت به محرک پاسخ داده شود، تداعی در مغز ایجاد می‏گردد. این نظریه‏پرداز، نقش تمرین را برای یادگیری اولیه نفی می‏کند، زیرا یک محرک منجر به تداعی یا یادگیری فوری می‏شود. با وجود این، گاتری از تکرار حمایت می‏کند و معتقد است که تکرار ارتباط محرک با پاسخ را چندگانه می‏کند و یادگیری کامل می‏شود. به علاوه وی بر منحصر به فرد بودن مهارتها تاکید می‏کند و هر تداعی خاص را به مهارت خاصی اختصاص می‏دهد (اکسندین، ۱۹۶۸).

از سوی دیگر تداعی‏گرایی ثراندایک بر تمرین تاکید بیشتری دارد. او معتقد بود که در خلال مراحل اولیه یادگیری، فعالتیهای زیادی منجر به ارتباطات بین محرک و پاسخ می‏شوند که اینها عمدتاً تصادفی هستند. همانطور که یادگیری پیشرفت می‏کند. حذف تدریجی پاسخهای نادرست با آگاهی از پاسخهای درست همراه می‏شود. تمرین صحیح پاسخ را محکم می‏کند. آموزش مهارت در این رویکرد، انجام تمرین مکرر در شرایط مساعد برای حذف تدریجی پاسخهای نادرست و نگهداری پاسخهای درست است. به علاوه هر فعالیت مهارتی باید به گونه‏ای فرا گرفته شود که مهارتهای پیچیده‏تر بتواند با بهره گرفتن از مهارتهای بنیادی تحکیم شوند (اکسندین، ۱۹۶۸).

– نظریه تقویت هال با انگیزش مرتبط است. بر طبق نظر هال، اشخاص با محیط‏شان به طور کامل در تعادل نیستند و به منظور رسیدن به تعامل باید نیازهایشان ارضا شوند. افراد برای این ارضای این نیاز کشاننده را که یک پاسخ عصبی است ایجاد می‏کنند و به محض اینکه نیاز ارضا شد کشاننده کاهش پیدا می‏کند و کاهش کشاننده تقویتی است که عادتهای یادگیری را تحکیم می‏کند. (اکسندین، ۱۹۶۸) بر طبق نظر هال، نیاز دانش‏آموزان و ارضای آن باعث یادگیری مهارت می‏شود و معلم با تاکید بر اهمیت مهارت، باید اشتیاق و انگیزه در دانش‏آموز برای یادگیری مهارت را ایجاد نماید (نایت، ۱۹۹۸).

Author: مدیر